|
امروز چطور روزی بود ؟؟
آیا امروز از خودت رازی بودی ؟؟ آیا به درد کسی خوردی ؟؟ به کسی کمک کردی ؟؟ آیا کسی در حق تو برای خدا دعا کرد ؟؟ از خودت رازی بودی ؟؟ به نظرت خدا امروز از تو رازیه ؟؟ دلی را شاد کردی یا شکستی ؟؟ اگه به جای خدا بودی برای بنده ای چون خودت چکار میکردی ؟؟
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 0:49  توسط علی
|
آهسته می گویم که فقط به گوش خدا برسد آهسته می گویم که نامحرم صدایم را نشنود آهسته می گویم که صدایم در مقابل معبود بلند نشود آهسته می گویم که بداند این صدای بی کسی من است آهسته می گویم که بداند چقدر دوستش دارم آهسته می گویم که ....
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 3:20  توسط علی
|
به نام مهربانترین مهربانان
خیلی وقته که دلم گرفته ، می خوام بنویسم ولی نمی دونم از کی و چی ؟ آره فهمیدم ، می خوام از یکی معذرت خواهی کنم که اون خیلی منو دوسم داره ولی من همش با کارهایی که می کنم اذیتش میکنم ، ولی نمی دونم چه جوری با چه رویی بهش بگم که منم دوست دارم ، من شرمندتم ، آخه من لایق این همه دوست داشتن نیستم ، با اینکه من خوب می دونم که بدون اون من زنده نیستم ، باز هم ناراحتش میکنم ، آخه من خیلی ضعیف تر از اونم که روی پاهای خودم وایستم در مقابل گناه خم به ابرو نیارم ، من به خودم ظلم میکنم یا بهتره بگم وقتی گناهی میکنم در حقیقت در حق عزیزترینم ظلم می کنم ، آخه من از خودم هیچی ندارم ، هر چی دارم متعلق به اوست ... پس من حق گناه کردن ندارم ،
آخه با این همه بساط گناهی که در اطراف منه چیکار کنم ؟؟؟ پس .......
ای خوب من ، ای مهربانترین مهربانان ، ای خدای مهربان من
این بار هم مرا ببخش ، به مهربانیتت ، به جلالت ، کمکم کن که دیگر شرمنده ات نمانم ، کمکم کن که دیگر به غیر تو روی نبرم کمکم کن که دیگر گناهی نکنم که از من برنجی
آخه من هم خیلی دوستت دارم نمی خوام نا خواسته ناراحتت کنم
و این را بدان که هیچ گاه فراموشت نکردم ، اگر هم خطایی می کردم که از من ناراحت میشدی ، باز هم به فکرت بودم ، ولی ....... آنقدر ناتوان بودم که نمی توانستم برگردم خدایا .. خدای مهربان من اگر من را به گناهانم نبخشی اگر من را به ناتوانیم نبخشی اگر من را به خطاهایم نبخشی
و ....
از درگاهت برانی ؟؟؟ من هم تو را به رحمانیتت من هم تو را به جود و کرمت من هم تو را به جلالت من هم تو را به مهربان بودنت من هم تو را به کرامتت من هم تو را به رحیم بودنت من هم تو را به یگانگیت من هم تو را به معبود بودنت من هم تو را به عزیز بودنت من هم تو را به هزار و یک صفت خوب ، مهربان و بخششی که داری سوگندت میدهم که باز هم از خطاهایم بگذری ..
حالا گناهان و خطاهای من بیشتر است یا بخشش تو ؟؟؟؟ مجبوری من را ببخشی ..
آخه اگر تو من را نبخشی هیچ کس دیگری سراغ ندارم که من را ببخشد
آخه من که بعد از تو کسی را ندارم
ای خدای مهربان من .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 16:40  توسط علی
|
به نام مهربانترین مهربانان تا آیینه رفتم که بگیرم خبر از تو .... ..... دیدم که در آن آیینه هم جز تو کسی نیست تا حالا به آیینه وجودت سر زدی ؟ تا حالا به خودت فکر کردی که اگه آیینه وجود آدم گرد و خاک روش بشینه چطوری تمیزش کنی ؟ هیچ وقت به این فکر کردی که هر روز میتونی آیینه دلت رو تمیز کنی اون هم پنج بار . هر موقع که نماز بخونی و خودت رو در مقابل خداوند بزرگ حس کنی آیینه دلت پاک میشه....... واسه همینه که میگن نماز سر چشمه پاکیه ...... نماز یه بهانه ای است که روزی پنج بار به خدای خودت حرف بزنی و آروم بشی....
+ نوشته شده در جمعه دوم فروردین 1387ساعت 17:27  توسط علی
|
سلام
تا حالا خدا رو دیدین ؟؟ تا حالا از نزدیک حسش کردین ؟؟ تا حالا نشده از همه جا درمونده بشید و کسی به دادتون برسه ؟؟ من میگم اونیکه در لحظه درموندگی آدم به داد آدم میرسه صاحبمونه یعنی خود خداست آخه ما آدما خیر از خدا تو این دنیا کسی رو نداریم پس تنهامون نمیزاره فقط کافیه از خود خدا بخوای اون هم تورو میخواد اگه باور نمیکنی امتحان کن (( هر چیز به یه بار امتحان میارزه ))
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 2:55  توسط علی
|
خدا یه صفتی داره که بهش میگن رحمانیت یعنی : بخشنده است .
هر چیزی که آدم بخواد بهش میده مگر اینکه صلاح آدم نباشه خدا از این صفت هم خیلی خوشش میاد یعنی هر کسی از بنده های خدا نسبت به خلق خدا بخشنده باشه خدا هم نسبت به آن بنده اش بخشنده تره .
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 13:35  توسط علی
|
با کوله باری از غم که بر دوش او سنگينی می کرد به لب ساحل رفت تا با خود خلوت کند.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 15:36  توسط علی
|
داستان دو دوست... كشتی در طوفان شكست و غرق شد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 15:34  توسط علی
|
سه شمع برايت روشن كردم
اولي براي ديدنت دومي براي بوييدنت سومي براي بوسيدنت و شمعها را خاموش كردم براي......... بوسيدنت
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 22:28  توسط علی
|
می گویند : هر آنکه چه انسان در دنیا آن را دوست داشته باشد در آخرت هم با آن خواهد بود
یکی با اموال و ثروتهای بیکران یکی با معشوقه های خویش و یکی با همه چیز ........... آن همه چیز کیست یا چیست؟ آن همه چیز خداست آیا آن کسی که خدا را دارد هم در این دنیا و هم در آخرت غمی خواهد داشت؟
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 14:37  توسط علی
|
|